سادگی را من از نهان یک ستاره اموختم

 پیش از طلوع شکوفه بود شاید 

 با یاد یک بعداظهر قدیمی

انقدر ترانه خواندم تا تمام

 کبوتران جهان شاعر شدند. 

 پ ن 1 : سید علی صالحی

 پ ن 2 : بچگی هام پر از ارزوی کفش هایی با پاشنه های بلند بود..چند روز پیش یک جفت کفش بسیار پاشنه بلند از یک دوست هدیه گرفتم در تمام این سالها کفش های زیادی با پاشنه های مختلف را داشتم.. اما هیچ کفشی با این پاشنه نداشتم..

 فکر میکردم هرگز نمیتونم با چنین کفشهایی راه برم و همین ترس منو از انچه دلم میخواست دور کرده بود..اما با هدیه دوستم خیلی خوب راه رفتم و حس خوبی هم داشت ..حسی که تا به حال با هیچ کفشی تجربه نکرده بودم .شاید بهتره گاهی اوقات  ارزوهایمان  را  عملی کنیم و تردید هایش را جدی نگیریم ..حس خوبی داره..به اونها رسیدن ..هر چند کفشهایی با پاشنه بلند ارزوی کوچکی بود..