هر روز صبح سر کار که میروم هوا پر از مه است..درختان سرافراشته در دو طرفم بلند قد کشیده اند..

 و ضبط ماشین روشن است..و دوستانم و راننده ساکتند..

و هر روز همان  اهنگ  های تکراری.. این دل غمگین هنوزم از دستم دلخوره..حرفامو با کی بزنم این دل چقدر پره...//

 

و من تند تند تا رسیدن به مقصد با تو حرف میزنم بدون اینکه لبهایم بجنبد ..بدون اینکه نگاهت کنم..و بدون لبخندی..اشکی و اهی..

 و در میان درد لهایم تند تند ازت تشکر میکنم..

 خدایا شکرت بخاطر بابا و ما در..دوستانم و سلامتیم..

 و گله میکنم و گله میکنم..

 و باز تند تند شکر میگذارم.. 

 این گفتگو هر روزه من با تو است..

  کمی دیگه به مقصد مانده..و انوقت است که میگویم مگر روزی دستم به دستت برسد انقدر دستهایت را محکم میگیرم که با تمام عظمتت..به عظمت دستهایم افرین بگویی ..

و همان اخر ها هست که راننده تصمیم میگیرد اهنگ شاد بگذارد. از قناری به قناری...

 و عجیب است با لبهایی خندان ..شادان و سرخوش از پله ها بالا میرویم..و دستهایم ارام در دستهای توست.. 

 پ ن :هنگامی که رودخانه ایی از عشق جاری است برای شنا کردن تقلا نکنید..به سادگی اجازه دهید رها شوید و شناور به پایان رودخانه برسید ..هیچ تکنولوژی پیشرفته ایی ..قایق موتوری یا جت اسکی شما را به انجا نمیرساند..( منبع پ ن از وبلاگ خوشبختی دات ای ار )