دویدیم دویدیم هیچ جا رامون ندادند

 گفتن که توی جاده دونده ها زیادن

 دویدیم دویدیم فایده نداشت دویدن

به همه چی رسیدیم به جز به خود رسیدن.

دویدیم دویدیم تو کوچه های بن بست

 میرفتیم و میگفتن خسته نشید بازم هست

 دویدیم دویدیم جاده ها بسته بودن

 پلای توی راهمون همه شکسته بودند

 دویدیم دویدیم رفتیم تو خط عادت

کم کم به هم میکردند دونده ها حسادت

دویدیم دویدیم راهها خاکستری شد

حرفای عاشقونه کمرنگ و سرسری شد

دویدیم دویدیم اسفندی دود نکردن

گفتن فقط زیر لب کاش دیگه بر نگردن

دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره

طاقتمون تموم شد تا دریا قطره قطره

دویدیم دویدیم سیبا رسیده بودند

 سه فصل ازگار بود همه دویده بودند

دویدیم دویدیم تا رسیدیم به دیوار

اون ور دیوار بازم خوردیم به فصل تکرار

دویدیم دویدیم قصه زندگی بود

که واسه اون دویدن فقط دیوونگی بود.

١-سلام

٢- نویسنده این وبلاگ به مدت خیلی زیاد نه برای کسی کامنت میذاره  و نظرات هم غیر فعاله.

٣- نویسنده این وبلاگ به دلیل علاقه زیاد به وبلاگش دوباره  اینجا مینویسه اگه دوست دارید خواننده اش باشید .