20 و چند سال پیش یک دختر کوچولوی شلخته ولخته با یه عالمه موی طلایی که از جلوی مقنعه سورمه ایش زده  بود بیرون  سرخوشان و دوان دوان دوید تا به کلاس اول قدم گذاشت.

 .... امروز  همین دختر کوچولو که حالا دیگه شلخته ولخته نبود  توی بانک منتظر  کارش  بود که  یک پسر نوجوونی  , و البته کم سن و سال درست همقد و با هیکلی درشت.. خودش رو  بهش رسوند شروع به بوسیدن خانوم معلم چند سال پیشش کرد.. 

 -   و منم بوسیدمش و در میان جمع کلی خجالت زده شدم .

 اما تو دل من شاگردام حتی اگر یه مرد گنده هم بشن برای من همون پسر کوچولو های شیطونند.. قلب

 پ ن 1: پسر کوچولو های شیطون حالا مجبورید خانوم معلمتونو تو جمع ببوسید . عینک

 پ ن 2: من به همه کامنتهای پست قبل جواب خواهم داد  منتظر همکاری اقا یا خانوم  اینترنت هستم. 

بعدا نوشت: نت همکاری کرد به کامنتهای دوستان خوبم جواب دادم قلب