دلتنگم...دلتنگم..دلتنگ

گاهی اوقات با پاهای خودت روی دلت راه میروی...

 صدای شکستن دلت را میشنوی...

 محلی نمیگذاری...

 اما روحت کمی بالاتر میرود و دیگر شرمنده هیچ کس وخودت نیستی..

 و همیشه چیزی داری برای بالیدن و افتخار کردن...

 خدایا : پا گذاشتن روی دلم به خاطر وعده بهشتت نبود ...که هر لحظه  با او مرا صد بهشت بود...

 پ ن : این گلها را امروز به خودم تقدیم کردم لطفا نپرسید چرا ؟  

بعدا نوشت : دوستان عزیز من ...همسر دوستم طاهره امروز از بیمارستان مرخص شد..ممنونم که براش دعا کردید.خیلی دوستتون دارم.

 میشه برای منم دعا کنید انچیز که در دلم هست به نیکویی براورده بشه.

/ 33 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

خوشحال شدم برای همسر طاهره .. امید که آرزویی بعد از امشب برات باقی نمونه یلدا جان [لبخند]

شبهای بارانی

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی آه باران ، من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران ، بزن شاید تو خاموشم کنی سلام با شبهای بارانی منتظرم حضورت هستم اگر افتخار بدی و سر بزنی خوشحال میشم

نسیبه رضایی

خدا رو صد هزار بار شکر که اینقدر مهربون و بخشنده اس و سلامتی این پدر رو بهشون بر گردوند تا دختراش زیر سایه اش بزرگ بشن خیلی خوشحال شدم خدا انشالله همه ی بیماران رو شفا بده و به قلب همه ی بنده هاش شادی ببخشه موفق و سلامت باشید خانمی

کلمه و رنگ

سلااااااااااااااااااااام عزیزم بالاخره خودت رو نشون دادی [قلب]چقدر خوب می نویسی آفرین . دوستت دارم [قلب][قلب][قلب]لینک شدی با مهر [گل]

ایمان آرزه

سلام دوست عزیز ... از وب زیبای شما دیدن کردم، با سلیقه اید، خسته نباشید ... خوشحال میشم به من هم سری بزنید ... منتظر حضور و نظرات مکتوب شما هستم ... سپاس ...

مرضیه

دعاهات مستجاب دوست عزیز من[لبخند]

عمران

نه تو مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن خود جامه اندوه مپوشان هرگز ....

پروای گیلان

درود خدا تموم دردمندان راشفا دهد خوشحال شدم ازین خبر

غریب آشنا

انشاء الله که هر چه در دل داری به نکویی برآورده شود! [لبخند][گل]