ثبت برگی ناب از زندگی من...

ببین من به تو نگفته بودم ماههای زیادی بود غم سنگینی روی دلم نشسته بود

یک غمی بزرگ به اندازه تمام زندگیم و یا شاید قدش تمام قد از قدزندگیم هم بلندتر بود و من زیر فشار ان غم  شب و روزم را به سختی می گذراندم

غمی که جنسش با همیشه فرق داشت و انقدر من فریاد بی  صدا از ته دلم براورده بودم  که تاب خود زندگی را از من گرفته بود اما امروز یعنی دقیقا 8 اردیبهشت هر چه بود...بعد پنج ماه دست و پا زدن زیر ان اوار دو دست از لطف خدای مهربان رسید و پایان گرفت این "اندوه جانکاه من ...هشت اردیبهشت قشنگ و نازنین من ثبت شد برای همیشه.

/ 0 نظر / 12 بازدید