چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را...

چنان که ان خطاط سه گون خط نبشتی

 یکی او خواندی لاغیر

یکی هم او خواندی هم غیر

 یکی نه او خواندی...نه غیر

 ان منم که سخن گویم...نه من دانم  ..نه غیرمن( مقالات شمس تبریزی دفتر اول )

***

بیا گوشه زندگی اینروزهایم را بگیر تا با هم بتکونیم -ش..بیا ببین چی میریزه ازش...

 دلتنگی هست ...نه موجی  است و نه طوفان..نه رشکی و نه حسرتی...

 دلم یک هم صحبتی ناب با یک ادم خاص میخواهد که با هم ساعتهای طولانی حرف بزنیم

 از هنر...موسیقی...شعر ...کتاب...عکس...

 هر چند در هیچ کدامشان سر رشته ایی ندارم ...اما حداقل اینست که گوش  جان میدهم به هرانچه دوست دارم...

/ 14 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمورضا

سلام قبول باشه آخ که دلم میخاد ساعتها تو اعماق جنگل برمو برم وبا خودم حرف بزنم باخودم بخندم گریه کنم دعوا کنم وسرزنش کنم..... دلم میخاد از هر دری با خودم سخن بگم..

الهه مهربانی

تمنا دارم از آسمان اگر حتی قطره ای از خوشبختی بارید برای تو باشد ...

قاسم

سلام .. زندگی کن آنطور که می خواهی .. زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود .. زندگی کن .. هست کسی که با او بنشینی ..

مرضیه

آررررررررررره یلدا .. دلم منم خیلی هوای اینوو کرده که با یه آدم متفاوت در مورد هنر حرف بزنم .. اصن فقط و فقط گوش باشم .. خیلی[لبخند]

مرد كوچك من

سلام نگار يلدايي خب اين روزا عطار ميخوني خوش به حالت! اشعار ناب شاعرات فارسي هميشه آدمو سر ذوق مياره من حاضرم ساعتها كنارت بشينم و در هر موردي كه دوس داري با هم حرف بزينيم بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست،در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم.یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت،هرچند کوچک باشد،آنرا با تو قسمت میکنم.

عمران

سلام خوبی یلداجان بس که دیوار دلم کوتاه است /هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد به هوای هوسی هم که شده/سرکی می کشد و می گذرد آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت /در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد/طعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت رفتی و ندیدی که چه محشر کردم /با اشک تمام کوچه را تر کردم وقتی که شکست بغض تنهایی من /وابستگی ام را به تو باور کردم.

نسیبه رضایی

خیلی خوشحالم که از سلامتی همسر دوستتون نوشتین[گل]

خاطره ها

سلام یلدانگارم..خوبی عزیزم؟ اولن خوشحالم حالِ همسر طاهره جان بهتر شده[گل] ولی من چه قدر دلم تنهایی میخواد تا از سر درد تا اونجایی که میتونم داد بزنم و هوار بکشم و گریه کنم تا بلکه کمی دلم آرو بگیره تلخی امروز من به خاطر خوندن پستی از دوستان بود که واقعن داغونم کرد و غصه دار

فریده

سلام یلدا جون خودت هم خیلی خاص هستی [قلب][ماچ]

مرضیه

lآره یلدا جان .. ممنون .. شکر،خوبم [لبخند]