وبلاگ خوانی...من و روزهایم.

من اکثر وبلاگهایی که تو لینکهام هست رو میخونم این سری این قسمتها را دوست داشتم...

 ادم وقتی گذشت میکنه که طرف به اندازه کافی خودش ناراحت باشه از اشتباهش( برگرفته از وبلاگ لایتراکان... پست :زمانه )

***

دیالوگ اتیلا پسیانی تو فیلم اب و اتش

" من الاغ تو اشغال و کثافت و دوست دارم"

 بعضی دوست داشتن ها کار دست ادم میده مخصوصا از نوع الاغیش

( سطرهای سپید مهربان ...پست :صرفا جهت ابراز  پشیمانی).

 

 

پ ن : یادمه سال گذشته همین وقتها تو یکی از بازارهای خیلی  شلوغ شمال با دوستم در حال دیدن مغازه ها و گذشت و گذار بودیم ..جلو یکی از مغازه ها و تو شلوغی جمعیت چشمم خورد به پدری قدبلند و جوون و کت و شلوار پوشیده که نصف صورتش سوخته بود و اثارش کم و بیش باقی بود ودست دختر کوچولوش تو دستش بود و همسر جوانش..در ان شلوغی زیاد  کنار ما قدم میزدند..چشمم به یک  مغازه مانتو فروشی افتاد( مغازه های مانتو فروشی زیادی کنار هم بودند) میدونستم ابتدا خانومه میون اینهمه مغازه  بدون اینکه چیزی بگه وارد همین  مغازه میشه و شوهر و دخترش هم به دنبالش..همین فکر  از ذهنم گذشت همین اتفاق به همین صورت هم افتاد..این صحنه برام تکرار شده بود از دوستم میپرسم ...تو هم این زن و شوهرو قبلا دیدی ..میگه : نه ..میگم انگار اینها را به همین شکل و در همین مکان قبلا دیدم...اونم با تو...

***

ماهها پیش  توی بیمارستان یک خانم چشم ابی چادری مسنی همراه دختر یا عروسش روی صندلی های انتظار نشسته بودند...

 خانومه یه کیف مشکی بزرگ و پارچه ایی دستش بود...چشمم که بهش خورد و حواسم به طرفش رفت همون لحظه از ذهنم گذشت که همین الان شناسنامه اشو به همراهش میده و میگه اینم برای گرفتن مراحل عمل لازمه و همراهش با لبخند میگه : نه این لازم نیست و خانومه میگه  برای احتیاط اوردم..انقدر این اتفاق کوچک و ساده برام تکرار شده و نزدیک بود که خودمم هم متعجب شدم..انگار همین اتفاق کوچک و ساده را  قبلا هم  در انجا دیدم...حال انکه اولین بار بود پا به ان مکان میگذاشتم .

بعدا نوشت :رویا جان در کامنت برایم نوشته : میگن ما در روز ازل همه زندگیمون را دیدیم و وقتی موردای مشابهی که میگی پیش میاد ذهن به اون روز برمیگرده... 

 

/ 8 نظر / 24 بازدید
آفرین

[گل]

رویا

سلام یلدا جان.خوبی؟ قربون مهربونیت. میگن ما در روز ازل همه ی زندگیمون رو دیدیم و وقتی موردای مشابهی که گفتی پیش میاد ذهن به اون روز برمیگرده ...

مرد كوچك من

سلام يلدا جون اين روزها همه تكرار روزهاي زندگي ما آدم هاست[لبخند]

دکتر کا

منم بارها این صحنه ها برام پیش اومده

مریم

برای من هم خیلی پیش اومده. من هم شنیدم اینو که تو روز ازل هممون زندگیمون رو دیدیم... ولی به نظر من خیلی وقت ها طرف هیچ وقت نمی فهمه که اشتباه کرده مگر اینکه ببخشیش. بعد که بخشیدیش شاید بفهمه که اشتباه کرده. البته اینی که گفتم به این معنی نیست که خودم اینحوری ام.

خاطره ها

سلام یلدا نگارم[قلب] موارد اینچنینی و شاید بدتر حتا:) برای منم پیش اومده که تا به حال نتونستم دلیلی براش پیدا کنم حرفای رویا جون برام جالب بود[گل]

رز

[گل][گل]