که عشق اسان نمود اول...( قسمت اخر )

 پسرک از شش سالگی به خاطر سهل انگاری یک پزشک  در درمان یک بیماری  سخت  و تزریق یک داروی اشتباه  ...از یک پا فلج بود.

 تمام دلیل مخالفت هایم همین بود...

 زندگی با  اینطور ادمها قلبی بزرگ و روحی متعالی میخواهد ...و  انتخابش  در توانم نبود...دلبسته اش نکردم ...امیدوارش نکردم..چون خودم را میشناختم .

 پ ن : در نوشتن این  پست ها  دو دل بودم ...و نمیخواستم بنویسمشان...اما بعد مدتها نوشتمش..سریع نوشتمش...نوشتنش حس خوبی نداشت و این را وقتی فهمیدم که قسمت اولش را نوشته بودم به ناچار قسمت های بعدی را هم نوشتم ..به سرعت هر سه قسمت را به روز کردم تا زود تمام شود ...

/ 12 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

بهترین تصمیم رو گرفتی. عشق دلسوزی برای دیگران نیست! اما خب، قدری ملایم تر ...

شبنم

خاطره ات اشک به چشمم آورد یلدا[ناراحت]

عمورضا

سلام یلدای عزیز ببخشید که دیر اومدم فک نمیکردم به این زودی سه قسمت رو اکران کنی نه خودم تنبلم[نیشخند] چقد جالب بود خیلی زئد بقیش رو بنویسید ببینیم چی شده حتما خدانخواسته وقسمت نبوده ناراحتی شمااز روی معرفت بوده نه بیرحمی فک کنم کار درستی کردید.

مرضیه

توو دل نگه داشتن همچین موضوعی،اونم توو این همه سال خودش قلب بزرگی میخواد .. خیلی بزرگ .. خوب کردی نوشتی .. سریع نوشتی و تمومش کردی .. خیلی خوب کردی یلدا جانم![گل]

الهه

وای چه قصه ای اتفاق افتداه برات... چه سخت بوده شرایط تصمیم گیری برات. نمی دونم چی بگم...

فریده

خیلی قشنگ بود یلدا جون دلم برای پسرک سوخت.

قاسم

سلام یلدای عزیز .. آخرش غافلگیر شدم .. یعنی غافل گیر کننده بود .. حق داشتی و چقدر خوب که گفتی خودم رو می شناختم .. گرچه در نظر اول شاید کمی تند بود ولی اگر این تندی هم نبود شاید رابطه احساسی ایجاد می شد و دیگر هیچ .. زندگی است و دیگر هیچ ..

مرد کوچک من

سلام عزیزم اینقدر زود نوشتی که من این همه دیر رسیدم اگر انتخابش میکردی شاید یه جور ترحم بود شروع زندگی با ترحم عاقبتش نفرت میشه چه خوب که مقاومت کردین! [ماچ]

راحیل

عزیزم قضیه چیه؟

راحیل

به نظر حرف مامانت کاملا درسته-انتخاب...کار درستی کردی -تون اون سن دختروپسر واقعا دقیق نمی تونن تصمیم بگیرن بایک نگاه عاشق میشن ...احتمالا الان اون آقای پسرم به این نتیجه رسیده که کار درستی نکرده...عشق با منطق نه با احساس عشقی ماندگاره...که مسلما این عشق همراه بامنطق تو اون سن اصلا میسر نیست عزیزم ...اصلا خودت سرزنش نکن که مسلما این کارت تاثیر بزرگی تو روح اون پسر گذاشته[چشمک]