1...

شب که داشتم لنزمو درمیاوردم...یکی اش از  دستم سر خورد افتاد و تا سه نصف شب هر چقدر گشتم پیدایش نکردم...صبح کمدم رو کمی جابجا کردم و زیرش یک فیش واریزی بانک پیدا کردم

...اون رو به گوشه ای انداختم و ادامه جستحو...

خلاصه لنزم رو تو یکی از کشوها لابه لای وسایلم پیدا کردم

همون لحظه از اداره....زنگ زدند خانوم فلانی ببخشید مزاحم شدیم شما سه و چهار ماه گذشته از طرف محل کارتون به تعداد کارکنانتان مبلغی رو واریز کردند ما اون فیش واریزی که به ما دادید گم کردیم شما ندارید برامون  عددهای قرمز نوشته شده در سمت چپش رو بخونید

گفتم ببخشید فعلا محل کارم تعطیله و اون فیش دست حسابدارمونه و من دسترسی ندارم

تلفن رو که قطع کردم حین جابه جایی اتاقم چشمم به اون فیش خورد... خوب که نگاه کردم همون بود که میخواستند

فورا تماس گرفتم و براشون خوندم

فکر میکنم حکمت گم شدن لنزم و جستجو برای پیدا کردنش ..یافتن اون فیش واریزی بود که کار یه بنده خدایی راه بیوفته

زیرا که اگر لنزم انشب گم نمیشد امکان نداشت ماهها گمدم رو جابجا کنم

/ 0 نظر / 75 بازدید