گفت و شنود...

دختر برادرم امسال کلاس اوله..دیشب داشت بهم میگفت : در زمان  قدیم پیرها..پیر بودند و جوانها جوون اما این دوره و زمونه جوونها پیرند و پیرها جوونچشمک.

- "جمعه هفته قبل  رفته بودیم ساحل گیسوم...خیلی به دل نشست ..یک طرف دریا بود و یک طرف  جنگلی بسیار  زیبا... عصر در حال تمام شدن بود و ماه هم کامل بود. همسر برادرم بهم گفت : وقتی ماه کامله یک ارزویی  از دلت بگذرون.ماه کامل بود از دلم ارزویی گذشت...

-مادرم علاقه ای زیادی به نون بربری داره و این شده بود یکی از دغدغه هام...که اکثر روزها  هر کدام از دوستامو راضی کنم با هم یک مسافت تقریبا طولانی رو برویم و براش نون بگیرم..و یا وقتی بیرون میرویم حتی اگر شده ساعتی تو صف بمونیم.

تا اینکه ماههاست یک نانوایی بربری درست روبروی خونه مون باز شده که فقط 14 متر با ما فاصله داره ...بدین ترتیب یکی از دغدغه هام حل شد...

خدای مهربونم مابقی دغدغه هایم را نیز به دستان توانای تو میسپارم.

پ ن: عکس خوشم اومد اینجا گذاشتم.

/ 5 نظر / 7 بازدید
نازنین

چه دختر گلی که واسه مامانش نون مورد علاقه اش رو می گیره . خدا بهت دختر بده همینطوری به فکرت باشه . قربونت برم دستان توانایی رو برای حل دغدغه هات انتخاب کردی . خیالت راحت !!!

مقدسی

سلام ساحل و دریای گیسوم بسیار زیباست .[گل]

رز

عکسی رو که گذاشتی خیلی دوست دارم...[گل]

آفرین

دختر برادرتون خیلی درست میگن.[بغل][قلب][ماچ]

عمورضا

سلام یلدای عزیز خوبی؟ نون بربری رو دوس دارم خداروشکر که یکی ازدغدغه هاتون حل شد