یادت باشد به تو سپرد ه ام...

 امروز عصر برای اولین بار پشت تلفن با تمام وجودم سر دوستی داد کشیدم ان وجود ارام ومهربان من ...اتشفشانی بود که قرار نداشت....بخاطر برگشت او از راهی که میرفت حرمت کلامم را از یاد برده بودم و فریاد بود و بیتابی و  تندخویی.از من انتظار نمیرفت

 

از خودم انتظار نداشتم.

مجبور بودم

...هزار بار هم  بود...  برای همین اتفاق نازیبا همین کار را میکردم

دیگربرای این ادم ارامش جوابگو نبود در بعضی جاها نباید ارام حرف زد

نباید دیر کرد

 کارهای ناروایش را به او گوشزد کردم

هرگز فکر نمیکرد روزی من هم بفهمم

هرگز فکر نمیکرد روزی کسی بفهمد

اما من خیلی وقت بود به کارهایش شک داشتم و این بین خودمم هم بسیار رنج میدیدم  و در واقع دودش به چشمم میرفت 

تا روزی که شک ام به یقین تبدیل شد

 

...

حتما از من ناراحته

 اصلا مهم نیست

مهم این بود که وظیفه ام را مثل یک دوست انجام دادم

دلم میخواهد اگر روزی فهمیدی جایی را بدجور اشتباه میروم به من رحم نکنی پاشو توی صورتم بزن ...بیدارم کن...نگذار بعدا نتوانم از رنجش زندگی را بگذرانم

یادت باشد به تو سپرده ام ....نگذار خواب بروم

بیدارم کن

اگر دوست منی. 

/ 8 نظر / 20 بازدید
فریده

سلام یلدا جان خوبی عزیزم..مرسی از همدردیت..برادر دوستت اسمش چی بود؟واقعا که خیلی دردناکه منم متاسف شدم.خدا هر دوشونو رحمت کنه

شبنم

همون شعري كه مي گفت دوست آن باشد كه گيرد دست دوست آهان ديگه. دوست همينه ديگه. سلام يلدا جانم. يه روزي حتما ميفهمه چه لطفي كردي بهش ...

مرد کوچک من

سلام عزیزم خب دوستی که همیشه به به به و چه چه نیستی گاهی باید دوستی را با خشم فریاد کرد تا اثر گند![ماچ]

حس تنهایی

هوای عمو رضا مونو داشته باش خیلی دوست داشتنیه

آفرین

اگر بینی که نابینا و چاه است...

عمورضا

بعضی جاها باید فریاد زد باید هوار کشید تا اون دوست متوجه اشتباهش بشه ولی متاسفانه برداشتها متفاوته کار خوبی کردین ناراحت نباش بالاخره یه روزی متوجه میشه به خاطر خودش بوده سلام یلدا جان خوبین؟

سخن آشنا

سلام فرياد دوست اگر از روي خير خواهي باشد، نوش است و نوعي لطف خيلي ممنون از لطف شما نسبت به عارف[گل]

يك دانه شن

عزيزم كار درستي كردي و به خاطر مهربونيت بوده اين فرياد كشيدن...