معلم ترین معلمهای دنیاااااااااااااا...روزتان مبارک

 

خدای  مهربان در سرنوشتم  برایم  هدیه با ارزشی  در نظر گرفته بود. عاشقانه ترین  لحظاتم را با پاکترین و معصومترین گلهای دنیا گذ روندم ..و بهترین خاطراتم با انها شکل گرفت..

 مثل همان روزی که داشتم نوشته هایشان را میدیدم و واقعا  احساس کردم روی پاهایم مورچه راه میره سرم را که پایین اوردم دیدم نگین زانوهایم را میبوسه(2 سال قبل )..مثل همه وقتهایی که امیدرضا و خواهرش انی بعد سالها از شهری دیگر  به دیدنم میایند و موقع خداحافظی  با احساس تمام  گردنم را میگیرند و اشک میریزند..مثل همه وقتهایی که امیرحسین به من زنگ میزند و دلتنگی هم میکنیم..مثل دیدن خنده های  سه کیمیای کلاسم( 6 سال پیش ) و ..مثل قران خواندن ابوالفضل که حرف زدن را در کلاس من شروع کرد( سال قبل ). مثل الهام و  و غزل و ستایش که در ذهنم سخت جا موندند( 3 سال پیش)..مثل  علی با لهجه مشهد ی  و مژه ها و قد بلندش  که همیشه میگفت : من تو اتاقم یه صندووق پر اژدها و مار دارما خانوووم من دروغ نمیگما( 4 سال پیش). شیطنتهای بی حد علی رضا و  رضااا که گاهی باید اسمشون رو مینوشتم و به دو دقه نمیرسید پاک میکردم و دو دقه بعد  بازم مینوشتم  (7 سال پیش) و اخم ها و نازهای سپهر ( امسال)مثل همون روزی که میگفت : من میدونم خانووم معلم چرا امروز ارایش کرده اخه امروز عیده و مدام میپرسید: خانوم شما واقعا ارایش کردید؟؟...و من دوست دارم این دوست داشتن های  خالص را و هزاران هزار خاطره رنگی و قشنگ و ناب  را..گفتنش با حس کردنشان با زندگی کردنشان خیلی فرق داره و حالا که نگاه میکنم میبینم  چه احساسها و چه عاطفه های زیبایی رو تجربه کردم.. . و در استانه روز معلم  خدا را بخاطر این هدیه خوبش شکر گذارم ...این نوشته را تقدیم میکنم به معلمهای خودم و  تمام دوستان معلمم...به معلم ترین معلمهای دنیا...به دوستان خوبی که همین جا با انها اشنا شدم و دوستی با انها را جز بهترین اتفاقات زندگیم میدونم .

 پ ن :سورملینای عزیزم ( نویسنده وبلاگ ( این وبلاگ عنوان ندارد) ..تو لینکام هست در پ ن2 نوشته جدیدش نوشته :عزیزای دلم:هر کدوم تکرار میکنم هر کدوم حتی یک درصد هم ته دلتون دوست دارید لینک وبم باشید بهم بگید...شما برام مهم ترید تا لینکدونی..این رو صد در صد مطمئن باشید و چیزی رو تو دلتون نگه ندارید...

 برای سورمه عزیزم  : این وبلاگ عنوان نداره از جمله وبلاگهای زیبا و پرخواننده هستش..بخاطر سبک نوشتاری نویسنده که هر کسی رو جذب خوندنش میکنه..روح بزرگ نویسنده اش برام جذابتر بود خوشحالم از دوستی با سورملیناااااااااااااو بهش افتخار میکنم.

/ 20 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مداد سفید کوچولوی من

159 شـب خیابان ، مثـل من است ! هـر از چــنــــدی خاطره‌ای بی‌احـتـیاط می گـذرد بی صدا در تاریکی محــو می شود ... دلم یک تصادف جدی می‌خواهـد ! سلام دوست من ... [گل][گل][گل][گل][گل][گل] شـب خیابان ، مثـل من است ! هـر از چــنــــدی خاطره‌ای بی‌احـتـیاط می گـذرد بی صدا در تاریکی محــو می شود ... دلم یک تصادف جدی می‌خواهـد ! سلام دوست من ... [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

رویا

سلام به روی ماه خانوم آموزگار عزیزم!

پروای گیلان

درود همکار گلم تازه با خانه ات اشنا شدم ..یهو شد نمی دونم از کدوم وبلاگ اینجا سر در اوردم اما از خدا شاکرم ..به نظر هر چه دارم از خدا دارم ..مجبورم برم چون همکارم منتظرمه بریم کادو بخریم ... بازم هم میام از داشتن همکارانی چون تو به خود می بالم بیا به خانه فقیرانه من مانا باش و بزرگ بمان بانوی سرزمین اهورایی ام بدرود

رایا

سلام و روزت که گذشت مبارک

پروای گیلان

درود سر راه بودم ..که اومدم اینجا ..خوبی استاد ؟؟؟چه خبرا ؟ فکر کنم از وب رویای عزیز به اینجا آمدم...خدا را شکر میرم باقی پست ها را بخوانم

بوسه

عزیزم روزت مبارک دوست دارم

رویا

چرا چیزی نمی نویسی خانوم معلم؟

مملی

سلا[لبخند]م دوست من ...مطالب جالبی بود استفاده کردم منم طنز اجتماعی می نویسم دوست داشتی یه سری بزن مطمن باش یه لبخند کوچیک می زنی

رویا

سلام. حتما با جوجه هات بیرون بودی؟[لبخند]