قصه من به اسم تو مینازه...

بچه که بودم اکثر صبحها بیدارشدنم به این شکل بود: یک دخترک مغرور و ساکت موطلایی که  اکثرا یه ادامس هم به موهاش چسبیده...اصلا تو فکر کن !!شاهزاده کوچولویی که همه چیز باید برایش اماده میبود...و از گل نازکتر از دنیا نمیدید..

مدرسه میرفتم ...زمستانهایش بیشتر یادم مانده. همیشه نوک  پاهایم از سرما میسوخت..نمیدانم چرا انوقتها جورابها و کفشها پاهای ادم را گرم نمیکردند...شاید این هم تقصیر جنگ بود....دختر کوچولوی مدرسه روی خجالتی و باهوش و سپید رویی که اکثر همکلاسی هایش او را به شکل رقیب سرسختی میدیدند..همیشه خدا اولین نفر برگه امتحانیش را بالا میاورد و نمراتش بیست بود...و همیشه خدا بخاطر اروم بودنش مورد محبت معلمها بود انهم میان بچه های درس نخوان و شر و شور انموقع.و همان وقت ها هم با همه دوست بود...

 نوجوانی هایم همان اروم بودن و نقاشی کردن هایم یادم مانده و اینکه در انتخاب دوستانم سخت گیر بودم و همه دوستانم از میان بچه های زیبا و درس خوان کلاسم بودند...

دوران دبیرستان را به ارومی تمام پشت سرگذاشتم و به تنها چیزی که در دنیا فکر میکردم  باز درسهایم بودند...دوستانم همه بچه های کلاس بودند و صمیمی ترین هایش همانهایی بودند که اصلا هم درس خوان نبودند...در همان سن به فکر ازدواج بودند و من در کنار همانها فقط درس میخواندم...و انها یکی یکی ازدواج میکردند...

 دانشگاه که رفتم...  انچه خاطرم میاید شادی ها و خنده های از ته دلم بود...دوستانی متفاوت و شبیه خودم...فرقی نمیکرد...فقط در کنارشان خوش میگذشت...

 و حالا...همه این دخترکان وجودم کنار هم "منی  هستم ...

 منی که اینجا نوشته هایم را میخوانید...

 قضاوتم نمی کنید...

 و تنها از روی نوشته هایمان دوستی را اغاز کردیم .. .بدون اینکه همدیگر را ببینیم...و برای دوستی  انتخابتان   کردم و انتخابم  کردید....

 پ ن : این پستم را   به یکی از بهترین دوستانم رویا ( وقتی تو نیستی ) تقدیم میکنم ...23 شهریور ماه سالروز میلاد رویای نازنینم مبارک

 رویا جان تولدت مبارک...

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رويا

سلام سلام سلام..من اومدم!

محمدفيض بخش

باسلام دلنوشته تان بسیارجالب است امیدوارم که قلمتان همیشه پررونق وپررنگ باشد تادوستان بتوانند از نوشته هایتان استفاده کنند راستی سری هم به مابزن من لینکتون میکنم شماهم قابل دونستید لینک بفرمائید . [گل] به امید دیدار (کهنه گویه نیوز)

عمران

آب از دیار دریا با مهر مادرانه آهنگ خاک می کرد بر گِرد خاک می گشت گَرد ملال او را از چهره پاک می کرد از خاکیان ندانم ساحل به او چه می گفت کآن موج نازپرورد سر را به سنگ می زد خود را هلاک می کرد! چقدر زیبا وباذوق وشعور بالا نوشتین بانو.... [گل] آپم بهم سربزن

یاسی

تولد رویای نازنینمون مبارک سلام عزیز جان!خوشحالیم ک ما هم تو رو داریم

رويا

سلام عزيز دل مهربونم. به بودنت دلخوشم و به دوستيمون افتخار مي كنم...ممنونم. دوستت دارم![ماچ]

arefosheyda

سلام ضمن پاسداشت همدلي و همراهي شاعره و اديب ادب پرور اين فضا در سراي شما نيز زادروز خجسته اين همدل ارجمند را تبريك عرض مي نمايم... و با آرزوي دلخوشي و شادي هميشگي شما در كنار دوستان و همدلاني اين چنين خوب[گل]

الهه مهربانی

دخترک نازنین موطلایی تولد رویایمان مبارک روح و دلمان باد ...[قلب]

مریم

سلام بانو . تولد رویای مهربانمان مبارکها باشد . بر خودش و برما که داریمش [بغل][قلب]

خاطره ها

سلام یلدانگارم..خوبی گلم؟[قلب][ماچ] ایجا دیگه صابخونه از خودمونه و نیازی به اجازه گرفتن نیست تا به گل دخترم زادروزشو تبریک بگم:))[چشمک]

خاطره ها

دختر شیرین و رویایی روز میلادت مبارک [قلب][لبخند][گل]