طبیب چشم ها...

چند روزی هردو چشمم درد میکرد و قرمز شده بود تا اینکه صبحی چشم گشودم و دیدم هردو شون  قرمز قرمزند  و به سختی یک کوچولو باز میشه....روز تعطیل بود ...سریع به برادرم ندا دادم بدو برو از داروخانه قطره بگیر...و ساعتی گذشت و قطره ها را ریختم و تا عصر بیشتر قرمزی اش از بین رفت...ولی هنوز م متورم بود...کمی کیسه یخ طبی گذاشتم ...

 تا اینکه دیروز بعداظهر  یهویی ترسیدم وقتی دیدم هنوز کمی درد میکنه و متورمه... سه و نیم به تنها چشم پزشک شهرم زنگ زدم خانم منشی اش گفت خانم دکتر کارش تموم شده داره میره و برای یکشنبه اینده وقت میدم ...هرچقدر توضیح دادم مشکلم اورژانسیه و تا یکشنبه دیره...همانطور حرف خودشو میزد منم بیخیال شدم...

 چهار عصر  راه افتادیم  به سمت مرکز شهر و پنج رسیدیم...

در خیابانی که پر از مطب دکتر بود اما اکثر تابلوها اسامی دندان پزشک بودند...چند تا چشم پزشک بودند  که یا دکتر رفته بود یا مریض اورژانسی قبول نمیکردند یا بی نهایت شلوغ بود به ناچار به فکرم رسید به تنها  بیمارستان اموزشی درمانی چشم  برویم..

 توی مطب رزیدنت چشم بود بعد معاینه و مشاوره با همکار خانومش خواست دارو بنویسه :

خانم دکتر : اسم دارویی را گفت تا اقای دکتر بنویسه

اقای دکتر: اخه گرونه...

خانم دکتر: با نگاهی به من و گفتن  اینکه از لنز استفاده میکنه پس میتونه بگیره

اقای دکتر: قیمتش گرونه فکر کنم ده تومن باشه

باز خانم دکتر: از لنز استفاده میکنه و میتونه بگیره...

خواستم چیزی بگم اما حرفی نزدم ...

 سه و چهارتا داروخانه را گشتیم اما داروی مورد نظر را پیدا نکردیم...و ناچارا معادل ایرانیشو گرفتیم.

رزیدنت مهربانی که فکر گرونی دارو برای مریضش   بود از اینده ایی که منتظرش بود هم خبر داشت؟؟ ...که روزی میرسه به تنها چیزی که فکر نمیکنه همینه.

/ 8 نظر / 19 بازدید
رویا

سلام .خوبی ؟ حالا بهتری خواهر ؟ وجدان گوهر کمیابی شده این زمونه!

شبنم

اين گرونيها كه عادي شده برامون. جيكمونم در نمياد! سلام يلدا جانم. تو هم شاد باشي خواهر ..

فریده

سلام عزیزم الان چطوری؟؟بهتری؟؟[قلب][قلب]

شبنم

سلام يلداي عزيزم. خوبي خواهر؟ بهتر شده چشمات؟

مریم360

آرزو میکنم مهربانیش برای همیشه بماند

یسی

امیدوارم خوب شده باشه چشمات[گل]

مهناز

سلام خیلی جالب بود موفق باشید.