یک مرد بالا سرم بود !!!

گفتم میخواهم سال جدید متفاوت باشم پس دوتایی رفتیم  به یک گردش چند ساعته.

 همون اولش گفت : تا بحال از دخترا خوشش نیومده چون هرچی بگی برعکسشو انجام میدن !!!.

نمیتونستیم همدیگرو تنها بذاریم و سر رفتن دستشویی مردونه یا زنونه با هم اختلاف داشتیم!!.(:

 تا دلت بخواد غیرتی هم بود تا جایی که وقتی ادرس جایی را از یک مرد رهگذر پرسیدم با اشاره به  خانومی گفت : چرا از اون نپرسیدی؟ 

وقتی داشتیم برمیگشتیم دستاش تو دستم بود و تقریبا داشت خوابش میبرد که بهم گفت خیلی دوستم داره

و دوست داشت جای من بود !!!

 با تعجب پرسیدم جای من !!!چرا جای من ؟؟!!

 ......

و ادامه داد دوست داشتم جای تو بودم اما یک مرد بودم. 

 پ ن 1 : همراه  گردش چند  ساعته ام پسر شش ساله خواهرم بود.قلبقلب

 پ ن 2 :بارها شنیده ام همه ادمها فقط یکبار فرصت زندگی را دارند ...

 

 

/ 21 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر ارام

چه زندگی شیرینی بوده اون دو ساعت... همیشه به زندگی همیشه به شادی

miss

شادیت ارزو ی ماست

دختر بارونی

راستی منم یه خواهرزداه دارم 4سالشه! ولی فکر نکنم بتونم همچین تجربه ای باهاش داشته باشم! یه بار که بیرون رفته بودیم 1ساعت و نیم دنبالش دویدم! بچه ام آتیش پاره است![قلب]

miss

اسمت هم مثل نوشته ها زیبا و خوشگل بانو

مانا

که اینطور... این غیرتی بودنش منو کشته

سپیده

سلام . همش فک میکردم این آقا بالا سر کی بوده که گفتی!! من خیلی منحرفم؟؟!

سحر

ایول غیرت! [نیشخند]

معلمي از جنس پاييز

نشسته ام کنار یک غریبه که گه گاه سکوت مرا می جود سفر بخیر سفر بخیر درختهای آشنا که دور می شوید نشسته ام و فکر می کنم به یک بیابان راه آه چه قدر صندلی خسته است رويا زرين[لبخند]

كيان

و همان يكبار بس است..