راز من و تو...

چند روزی کسالت داشتم البته چیز مهمی نیست ...هر چه هست گذراست . و نباید سر کار میرفتم ...حتی همین الانشم نباید پای کامپیوتر باشم.

دکتر گفته : کاملا استراحت کنم تا خوبتر گردم.

 اما من بعد ده روز استراحت دیروز سرکار بودم...

 احساس ناراحتی کردم و با دکترم تماس گرفتم گوشی رو جواب نداد...

 یکساعت بعد خودش زنگ زد و پرسید چی شده ؟ گفتم سرکارم و احساس ناراحتی میکنم..

..با ملایمت دعوایم کرد که باید استراحت کنی و این حرفهاو دارویی را تجویز کرد.

چند ساعت بعد که اومدم خونه  خوابیدم..

 بیدار که شدم احساس کردم یک چیزی روی دلم سنگینی میکنه...

 نمیدونم علتش چی بود...

از صبح همراه دلم شده بود...

صبح خیلی اتفاقی دو دوست قدیمی با هام تلفنی تماس گرفتند و حرف زدیم...

 اصلا از بار دلم کم نشد...

 به بهترین  همکار مدرسه ام  با پیامک تولدش را تبریک گفتم ..کلی ازم تشکر کرد.حس خوبی دریافت نکردم..

 انگار هیچ حس خوبی به هیچ چیزی نمیتونستم داشته باشم ..

 اشک همانطور تا  شب از چشمانم میچکید...و بعد ارومتر شدم...

نیمه شب بود که نشستم و ازش خواستم روبروم بشینه...محاله باهاش صحبت کنم و اشک نریزم..

 اروم اروم همانطور که اشک میریختم باهاش حرف زدم و ازش خواستم این بارو که نمیدونم از کجا و چطور امروز رو دلم نشسته رو برداره...

 چند لحظه  گذشت...

 احساس کردم اون بار از روی دلم برداشته شد...

 باز هم مثل همیشه با تمام مهربونیش بهم کمک کرد و من اینو با تمام وجودم حس کردم و کاملا شاد فردایم را اغاز کردم.

پ ن :من همانم که میدانم در روز روحت چه جراحتهایی برمیدارد..و در شب روحت را به تمامی باز میستانم تا به ان ارامش دهم و روز بعد دوباره ان را به زندگی  بر می انگیزانم و تا مرگت که به سویم باز گردی به این کار ادامه میدهم.( انعام 60)

/ 14 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفرین

قربون دل پاک ومهربونت برم[قلب]

رز

پشت هر کوه بلند... سبزه زاری است پر از یاد خدا... ودر ان باغ کسی می خواند... که خدا هست, دگر غصه چرا...[گل][گل][گل]

محمد

لذت بخش ترین فکر اینست که بدانیم همواره خدایی در این نزدیکی ها هست. مطلب جدید گذاشتم.

قاسم

درود دوست جان .. ناراحت می شم .. باور کن .. خودم دردهایی دارم و می کشم و می دانم چه حسی است .. دل و دیده ات پر شادی باد .. همین ..

یاسی

ای من ب فدات امروزت چطوره عزیز جان؟؟؟بهتری یا نه؟؟ گاهی ی دلی تنگی هایی میاد سراغ آدم و بیخودکی هم بهونه میگیره و بی بهونه هم خوب میشه...[ماچ]

مرضیه

میدونم که خود خودش مراقبت هست همیشه ... ولی مراعات کن بانو .. درسته نبودنت این چند روز خیلی احساس میشد. مراقب خودت باشه .. [گل] چه آیه ی عمیق و زیبایی!

عمورضا

سلام یلدای عزیز خیلی خوبه که باهاش صحبت میکنی واین تورو آروم میکنه الا بذکر الله تطمئن القلوب خداییش کارش درسته شاد باشید وبرقرار

سجاد

سلام ایشالا خوب میشین سر بزن خوشحال میشم نظرتو بدونم

لایتراکان

عزیزمممم :((( چی شده بودی؟ ببخش حالتو نپرسیدم. درگیرم و کمتر میرسم بهت سر بزنم[ماچ]

الهه

چقدر پی نوشت قشنگ بود یلدا. بار آخرت باشه تا خوب نشدی میشینی پای کامپیوتر.