سلام...

سلام...امروز به اتفاق طاهره از پشت اتاقک شیشه ایی به دیدن همسر طاهره رفته بودیم..

 

 خدا را شکر بعد جراحی مغزش..هیچ گونه مشکل مغزی ندارد و چشمهایش را باز کرده و تقریبا به هوش اومده..و فقط مشکل ریه اش مانده که انهم با دعای همگی..ایمان دارم خوب میشه...

 وقتی نگاه عاشقانه طاهره را از پشت شیشه... که همسرش را مینگریست دیدم ..در دلم خدا را شکر کردم.

 

 خوشحالم دختر کان کوچک طاهره باز پدر مهربانشان را در کنار خود دارند

امروز شدیدا  متاسف شدم :برای راننده ای بی احتیاطی که با غفلت در رانندگی پدر جوانی را که نان اور خانه بود را با ان حال و روز در تخت بیمارستان انداخته بود.

 اگر خدای نکرده اتفاقی برایش می افتاد تا ابد هیچ پاسخی در دنیا برای چشمهای عاشق طاهره وجود نداشت.

 میفهمم دستهای مهربانی که اینجا را کلیک کردند دعایشان اثر دارد

 ممنونم دوستان خوبمقلب

پ ن:  روزی سخت گذشت... و تو نتوانستی انچیزی که بر دل داری بر زبان بیاوری...( از نوشته های طاهره عزیزم ) ... دلم بدجور میخواهد طاهره را معرفی میکنم شاید بعضی ها این دختر هنرمند را بشناسند...اما ایستادگی میکنم...بر خواسته دلم.شاید وقتی دیگر...فعلا در ذهنتان او را داشته باشید.

 

/ 0 نظر / 16 بازدید