کلاه قرمز...

دوران راهنمایی کتاب ریاضی ما رسم داشت و باید رسم میکشیدیم ...و من یکی دو ساعتی را صرف رسم کشیدن میکردم و اخرش نتیجه کارم به بدترین شکل ممکن در میومد و بعدش به سراغ خواهرم که یکسال و سه ماه ازم بزرگتر بود میرفتم و با یکبار کشیدنش... رسم  را بسیار زیبا مدرسه میبردم و از معلمم نمره کامل را میگرفتم.

 

 و حالا سالها از انزمان میگذره...خواهرم گاهی میل بافتنی دستش میگیره و برای بچه هایش بافتنی های  ساده ایی میبافه.کلاه و قبلا ها عروسک.

 زمستون پارسال برای دختر کوچولویش کلاه قرمزی بافته بود ...چند روزی مهمانمان بودند

 همه انروزها...هر  روز کلاه قرمز دخترش را دستم میگرفتم

همه وقتهایی که داشتم با خواهرم حرف میزدم محو زیبایی و نظم بی نظیر رجهای   بافته شده میشدم...

 هیچ وقت به دستهای بافنده اش فکر نمیکردم...اما رجهای بافته شده و دیدن و لمسشون به من یک ارامش خاصی میداد که حتی نمیتونم بگویم شبیه چی بود...

 خیلی خیلی زیبا و ارامش بخش بود انقدر ان کلاه قرمز را دوست داشتم که بارها بارها از خواهرم خواستم وقتی ان کلاه برای دخترش کوچیک شد...بدهد به من تا برای خودم نگه دارم جالب اینجا بود که خواهرم میگفت اکثرا همسایه های اپارتمانشان که از دوستانش بودند همین پیشنهاد را بهش دادند...ولی قول داد برایم یکی مثل ان میبافد و همین را هم بعد مدتی به من خواهد داد..

 چند روز بعد برای خرید بیرون رفتند و ان کلاه قرمز را در فروشگاهی جا گذاشتند و گم شد.

...

بعضی دستها خیلی عجیب هنر مند هستند ...

***

دوران دانشجویی هم اتاقی به اسم ازاده داشتم...

ازاده هر روز صبح اولین نفر بیدار میشد و چای دم میکرد برای تمام هم اتاقی هایش.

 چایی های با طعم باغهای چای بی نظیر  شهرش ...

 و دستخط بسیار زیبایی داشت..

 انقدر زیبا که گاهی هم اتاقی هایش چرک نویس های جزوه های درسی و معمولیش را بر میداشتند ...

 10 سال از انزمان گذشته هنوز یادم هست.. میشد لحظات طولانی به دستخط ازاده خیره شد ...ان حس خوب و ان ارامش عالی را ازش گرفت.

و چقدر عجیبه...چقدر تند و سریع و سطحی  از هنرهای  بینظیر پروردگارم میگذرم ...

/ 7 نظر / 17 بازدید
رویا

سلام عزیزم. خوبی؟ هنر همیشه قدر داره..مثل خطای مریم .. ولی هنر خدا برامون عادی شده .. بس که ابهتش در نظرمون تکرار شده هر روز.. و برای کامنتت: من اون روزا رو نمی بینم..

آفرین

[بغل][قلب][ماچ] من اگه جای شما بودم همین فردا یه کلاف قرمز می خریدم و شروع می کردم ...

عمورضا

سلام یلدای عزیز با این نوشته ها منو بردی به 13 سال پیش یاد دوران خوش دانشجویی بخیر [گل][گل]

رویا عزیزی

سلاااام این صدبار تو عالی می نویسی جدی بگیرش [متفکر]